خواستگاران

سلام.
این وبلاگ شرح حال خواستگاراییه که به خودشون زحمت میدنو پامیشن میان خونمون برای امر خیر و گهگاهی مطالب نسبتا مفیدی که شاید برای مجلس خواستگاری به دردتون بخوره!

آدرس وبلاگ قبلی من: http://khastegara.blogfa.com

پشیمونی!

پنجشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ۰۲:۵۸ ب.ظ

حدود 6 ماه پیش همکارم ازم خواستگاری کرد، با اینکه خودم هم ازش خوشم میومد اما مثل احمقا کلاس گذاشتم و رد کردم، الان خیلی پشیمونم، فکر میکردم پیگیر میشه اما گویا بدجوری خورده تو ذوقش، من خیلی بهش علاقه پیدا کردم و نمیدونم چیکار کنم، خیلی فکر کردم ولی به نتیجه ای نرسیدم، به سرم زده بود خودم دوباره ازش خواستگاری کنم... چیکار کنم؟!


خیلیا هستن مدتی بعد از دادن جواب رد پشیمون میشن، حالا چه سرکار، چه دانشگاه و یا حتی خواستگاری که به خونه میاد... جدا از بحث اینکه حالا چرا اون موقع جواب رد دادن که پشیمون بشن به نظرتون باید چیکار بکنن؟! آیا پشیمونی سودی دارد؟!

این دوستمون و امثال ایشون را راهنمایی بفرمایید! :)

  • ستاره بانو

نظرات (۵۵)

سلام منم خواستگارمو پدرم بیرون کرد البته قبلش ایشون به من گفتن دوسم داره منم ابراز علاقه کردم بهش ولی بعد این اتفاق دوسه بار پیام دادم جواب نمیدن امکانش هست برگرده؟
فورانگیدنه که بعداممکنه سخت پشیمون بشیدضمنابه اعتقادبسیاری ازروانشناسان وکارشناسان امرخواستگاری دخترازپسرمخصوصادرفرهنگ ایرانی غلطه وبرای دخترعواقب بدی به همراه داره پس بهترین کاراینه که اگه طرفوازنظرظاهرپسندکردیدقرارآشنایی بیشتربزارید
سلام میگم شما که نظراتون مال ده قرنه پیشه بگید الکی خودمونو خسته نکنیم چون اگه الان نظر بدیم سه سال دیگه سایتتون بروز رسانی میشه .
سلام من حدود دوساله برا کارشناسی وارد یه دانشگاه مختلط شدم در ارتباط با پسرا هم خیلی سنگینم و چون رشتم برقه و اکثر بچه ها هم پسر هستن اخلاق من دستشون اومده تا ترم سه ...یه آقایی که یه ترم ازم بالاتر بود ازم خواستگاری کرد من اون موقع اصلا نمیدونستم چی میخوام به عبارتی یکم گیج بودم  بهش جواب رد دادم ولی حالا پشیمون شدم کلا هیچ وقت نگاش نمیکردم و همیشه سرمو مینداختم پایین تا اینکه اتفاقی سر یه اتفاقی که اصلا ربطی به اون نداشت پیشش خندم گرفت اون از خندم منظور گرفت و برا چن روز یه شاخه گل همونجایی که خندم گرفته بود گذاشت اولش فک کردم توهم میزنم شاخه گله به من ربطی نداره ولی بعد چن روز فهمیدم کار خودشه البته دیگه دیر شده و بود و دیگه نمیزاشت من این ترم، ترم آخرم اونم همینطور حالا دیگه نگاهم نمیکنه ،البته گاهی اوقات حس میکنم هنوز بهم فکر میکنه  ولی نه من اهلشم که برم بگم نه اون فک کنم دیگه بگه چیکار کنم؟
من یک پسرم اتفاقا کار خوبی دارم و پسر سالمی هستم ولی هرجا میرم خواستگاری بهم جوای رد میدن
سلام 
من ماهی 3 4 خاستگار دارم اما هر وقت میفهمیدم که برام خواستگار اومده برعکس بعضی دوستام ناراحت میشدم و به خانوادم میگفتم حتی حرفشو به من نزنین چون از ازدواج خوشم نمیومد تا اینکه 2 هفته پیش یکی از آشنا های دورمون که از هرلحاظ عالی بودن منو خاستگاری کردن و خیلی پاپیچ بودن منم که کمی اونارو میشناختم برای اولین بار سکوت کردم و بعدش اوکی دادم که بیان خونمون و اینا 
اما اونشب یهو همه چی یادم رفت و اخرش گفتم نمیخوام
پسره هم 2 3 روز پیش ازدواج کرده خب اونا هم غرور خودشونو دارن و باورنمیکردن من جوابم مثبت نباشه
بعضیا میگن تو هیچی کم نداری و همچنین سنگین و محجوب و مهربون هستی حتما موقعیت بهتری برات پیش میاد و بعضیا میگن فکر کرده کیه که خاستگار به اون خوبی رو رد کرده اونا دست رو هر دختری میزاشتن نه نمیشنیدن نظر خودم هم همینه من اشتباه کردم و خیلی خیلی پشیمونم و دپسرده شدم :( :( :(
خواهش میکنم کمکم کنین بگین چیکار باید بکنم از دلداری هم خوشم نمیاد
من این تجربه رو دارم کسی رو جواب کردم بعدش پشیمون شدم منم نسبت به پسرا خیلی مغرورم ولی رفتم سمتش اونم چند بار ولی دیگه منو نخاست خوب مسلما خیلی ناراحت شدم ولی سریع به خودم اومدم گفتم نخاست که نخاست لابد قسمت نبوده من از هیچ نظر چیزی کم ندارم لیاقتم خیلی بیشتر از اونه خواستگار تقریبا زیاد داشتم از لحاظ مالی هم هیچی کم ندارم تو دانشگاه هم به خوشگل باکلاس معروفم واقعا حیف من که حماقت کردم ورفتم سمتش اونم لج کرد اصلا به رو خودش نیاورد دیگه فراموشش کردم به کوری چشمش بهترین زندگی رو برای خودم میسازم وبا کسی ازدواج میکنم که هزار برابر ازش سر باشه چون بالاخره ادم به ادم میرسه کاری میکنم وقتی منو دید همه وجودش بشه حسرت
بالاخره با یه واسطه بهش گفتم . از خداششششش بود.خخخخ. مردم و زنده شدم 
سلام . منم دقیقأ  بعد از شناختی که درمحیط کار پیدا کردم فهمیدم کسی رو که قبلأازم خواستگاری کرده بود رو خیلی دوس دارم . حالا هم تصمیم دارم با یه واسطه اقدام کنم. خیلی میترسم. برام دعا کنین
این روزا خیلی سخت میگذره هر کس دنبال جفت خودشه ولی حالا مگه پیدا میشه 
فقط امیدوارم هر چه زودتر همه مون از این وضعیت بیرون بیایم و فرد موردنظرمون خودش هر چه سریع تر پا پیش بذاره 
منم این بلا به سرم اومد بعدش که پشیمون شدم با اینکه به خاطر قیافه وشرایطم خیلی ادم مغروری هستم نسبت به پسرا ولی غرورمو کنار گذاشتم ورفتم سمتش ولی اون دیگه منو نخاست داشت لج میکرد وگرنه خیلی دوسم داره ولی حاضره به خاطر غرورش بمیره ولی سمت من نیاد دیگه برام مهم نیست
سلام خانم محترم من تمام نظرات افراد مختلف رو خوندم من یک پسرم به نظر من با رفتارت بهش نشون بده که دوستش  داری پسرها سری متوجه می شوند مطمن باش
اصلا ادم یبار غرورشو زیرپامیزاره یبار جواب رد شنیدی باید بیخیال بشی
سلام
خب حالا اگ طرف غریبه باشه دور باشه فقط برادرش ی جورایی خیلی کم کم ارتباط کاری با مامان دختر چیکا کنم  داشته باشه چی ؟؟؟ازم چن روز پیش خواستگاری کردن الکی جواب منفی دادم ب خاطر اینکه در مورد کارش خوب توجیه نشده بودم
اعصابم خرابه کلا دلم میخواد ی بار دیگه ز بزنن:-( چیکا کنم ؟؟؟
اگر خانواده پسر بعد از جلسه دوم خواستگاری پیگیری نکنند ایا اشکال داره خانواده دختر پیگیری کنند؟ البته گفتند تماس میگیرن برای جلسه سوم اما خبری نشد
  • امیر (پسوند اسممو نمیگم خخخ)
  • سلام به همگی......شما وقتی دیدیش بگو من اون دفعه که حرف زدیم مشکلی داشتم حالم اصلا خوب بود باهاتون خوب حرف نزدم واقعا شرایطم درست نبود ....همینو فقط خواستم بگم ....
    اونم اگر شمارو بخواد میاد باهاتون حرف میزنه .....
    اگرم نه که چیزی از شما کم نشده چون چیز خواسی بهش نگفتین.....
    خواهرای گلم ..چرا آدم کاری کنه پشیمون شه....اگه خجالت کشیدی ازش یهو ردش نکن پشیمون شی خوب بگو میشه بعدا صحبت کنیم....
    منم عاشق یه دختری شدم مثل خودم در مقابل جنس مخالف مغروره ولی مهربونه اینو از رفتارش با دوستاش فهمیدم تا الانم نرفتم بهش چیزی بگم ...چون میترسم بگه نه ولی منم مطمینا میگم میشه خواهش کنم یه هفته فقط بهش فک کنین نظرتون واسم مخترمه اگه بازم نه باشه ولی واسم خیلی مهمه فک کنین من نقاط مشترک زیادی با شما میبینم ......عزیزان سیاست داشته باشین همیشه جواب میده یاعلی
  • احمد پاشکلایی
  • دختر خانوم های  محترم خواهشا از روی عقلتون  تصمیم بگیرید نه از دل،
    بعد از تصمیمتون به کارتون دل بدید
    من یه خواستگار همه چی تموم داشتم، اما بخاطر پسرعموم که منو خیلی دوست داشت بهش جواب رد دادم. اون رفت با یه خانوم دکتر ازدواج کرد. منم با پسرعموم ازدواج کردم .5 سال گذشت و من خیلی زندگی سختی دارم.حالا فهمیدم واقعا بچگی کردم. خیلی دارم غصه میخورم.حس میکنم دارم آب میشم. چیکار کنم؟
    سلام دارم بدبخت میشم میشه کمکم کنین؟مدتی هست ک با پسری دوستم وبهش واقعا علاقه دارم.از ماه هاپیش حس کردم ک عاشقش شدم.ولی سعی کردم این موضوع رو ازش مخفی کنم و طوری وانمود کنم ک فصدازدواج باهاشو ندارم.بارها ازم خواست تا احساس واقعیمو بگم بهش ولی من ازش مخفی کردم.اونم عصبانی شد و بعد تحمل این رفتارمخفی کارانم بهم گفتش ک دیگه منو نمیخواد.فردا هم قراره بره خواستگاری ی دختری.خیلی پشیمون و داغونم الان.تو روخدا کمکم کنین .من نمیتونم ب پسری غیر اون فکر کنم.از ته دلم دوسش دارم.باید چکار کنم.
    به هیچ عنوان خواستگاری نکنه
    این کار مستلزم یک عشق بی حد و اندازست چون اونقدر عواقب نا خوشایندی به همرای داره که از تحمل یه آدمی که طرفشو فقط دوست داره خارجه
    من خودم این کارو کردم. نمیگم پشیمونم چون با اینکه طرفو از دست دادم هنوز عاشقشم و خوشحالم که شانسمو امتحان کردم
    ولی بعدش اینقدر سختی کشیدم که نمیتونید فکرشم بکنید
    خیلی سخته جدی میگم حتی اگه بهش برسید بازم زندگی سختی خواهید داشت... دخترای عزیز حدالامکان از این کار خود داری کنید.
    سلام. من حدودا دختری رو دوست داشتم، به خاطر این که نکنه برای  این که رفتم نیروی انتظامی با هام ازدواج نکنه، با این که تو گزینش قبول شدم قید نیروی انتظامی رو زدم، سال دوم تحصیل تو دانشگاه به مادرم گفتم بره خواستگاری دختره، مادرما هم بعد از مدتی رفت(طرف از آشناها بود) خبر ندارم چی شد خود دختره نخواست یا خانوادش بهمون گفتن که دخترمون قصد ادامه تحصیل داره و در نتیجه هیچی به هیچی
    این رو گفتم تا برسم به این مطلب که من با این که دختره رو قبول داشتم اما بعد از جواب منفی از ذهنم خارجش کردم(الحمدالله ارتباط هم نداشتیم که سخت باشه) من به شخصه به خاطر این نمی رم دوباره خواستگاری که نکنه طرف کس دیگه ای رو دوست داره؛ انتظارهاش به من نمی خوره یا هزار تا چیز دیگه اصلا بعدن مشکلی پیش میاد میگه تو خیلی اصرار داشتی(به نظر من پسرها به این دلایل دیگه جلو نمیرن وگرنه برای کسی که دوستش داری غرور مهم نیست)
    (این اتفاقی که میگم تتو عید همین امسال اتفاق افتاد!!!)

    یادش بخیر مادرم که گفت خانواده ی دختره جواب منفی دادن اگه می خوای جای دیگه ای برم گفتم نه فعلا نمی خواد جای دیگه ای بری، وای شبش بغض کرده بودم، وای چه شبی

    دخترا خواهشا موقعی که جواب منفی میدن درست فکر کنن
    سلام راستش من یه سوال دارم به چه دلایلی یه پسر بعداز جلسه خواستگاری پشیمون میشه

    پاسخ:
    ؟؟!!!
    زیادی سوال کلی بود!!
    یه واسطه مطمئن و رازدار حلال این مشکل است ... اون اقا نباید بدونه که این واسطه از طرف شماست ولی خب احتمالا بعد ها این حدس را خواهد زد ...... در درجه اول امیدوارم علاقه تان عاقلانه هم باشد
  • حرف های یه دختر مجرد
  • من یه بار این اشتباه رو کردم و طرف بعد یک سال و نیم زن گرفت....

    نکنید از این کارا... نکنید....

    سلام ستاره خانوم.متن های جذاب و دختر پسندی رو پست کردید.تبادل لینک با وبلاگ شما باعث افتخاره.اگه موافقید اطلاع دهید.
    پایدار باشید.

    ولی فقط یه دختر خوشگل میتونه این همه خواستگار داشته باشه.خوشبحالت

    عاقبت رها کردن عشق نقد به امید التماس نسیه...

    سینه ام گر سر فریاد ندارد سهل است

    من چرا عشق تو در پرده حاشا فکنم

    نقد حال است مرا نقد و بود نسیه بهشت

    نقد از کف ندهم نسیه به فردا فکنم

    وقتی که همکارن و میتونن همدیگرو ببینن  کار خیلی راحت میشه  و میتونه با رفتارش نشون بده که تمایل داره به این وصلت :)
    ولی امان از وقتی که خواستگاره رو دیگه نبینه :| برای من پیش اومده این پشیمونی ها
    تا پارسال بدون اینکه ببینم رد میکردم و انصافا هم تعدادشون زیاد بود ولی امسال نمیذارم بدون دیدن از دستم در برن:))))

    دلمون گرفت دیگه

    خودت بیا بنویس ای بابا

    این دختر خانم قصه ما چند سالشه؟ نگاهش به ازدواج چیه؟ اصلا می دونه فرایند یک انتخاب درست چی هست؟ اصلا الان از نظر شخصیتی  آمادگی ازدواج داره؟ اگر داره چرا رو هوا جواب طرفو داده؟ اگر آره چرا الان شیش میزنه؟
    بهتر نیست بیشتر رو خودش کار کنه و این ماجرا را منتفی بدونه و با نپرداختن بی مورد به این ماجرا کار رو خرابتر نکنه؟  
    وای ستاره جون ببخشید 2بار نظر یکسان گذاشتم!!اخه نفهمیدم رفته یا نه!!بازم بار دوم هم ک نظر گذاشتن مطمئن نبودم!!اومده بودم دوباره همون نظر رو بذارم:))))خدا رحم کرد دیدم نظرم هس... :)
    منم خواستگاری داشتم که می گفت اگه بهم جواب رد بدین محل کارمو عوض می کنم، منم جواب رد دادم بلکه یک مجموعه نفس راحت بکشن :دی
    الان نه تنها کارشو ول نکرده، بلکه جدی تر هم شده! :(

    ی سوال تو خعلی خوشگلی ک این همه خواستگار داری؟؟؟

    من اصلا ندارم......

    پاسخ:
    نه عزیزم.. معمولیم :)
  • افروزسادات
  • به نظر من از روی رفتار یک آقا کاملا مشخصه که هنوز می خواد یا نه!
    اگه بی خیال شده و دیگه عادی برخورد می کنه، به هیچ وجه جلو نرن، نه خودشون نه واسطه.
    اما اگر اون آقا ناراحتیش رو بروز می ده و به خاطر غرور جریحه دار شده اش هست ! که دیگه جلو نمی آد، باز این هم کاملا قابل تشخیصه، البته اگه رویاپردازی دخترونه توش تاثیر نذاره! ، در این صورت دختر خانوم می تونه طوری رفتار کنه که دوباره ازش خواستگاری کنن!
    به همین راحتی :دی
    یک پسر اگر دختری رو بخواد هر کاری برای به دست آوردنش می کنه. تو همین دوره و زمونه.
    اگه خیلی کارها رو نمی کنه یعنی نمی خواد.
    اگر تو بهش پیشنهاد بدی و باهم ازدواج کنین هر وقت دعواتون بشه توو سرت میزنه که تو منو میخاستی.. واونجاست که میخای زمین و زمان و گاز بگیری.
    پس مغرور بمون و تو پیشنهاد نده.

    سلام

    من هم با همکارم ازدواج کردم،من توی محل کارم پسرهای زیادی بودن و هستن،  با هیچ کدومشون خشک برخورد نمی کردم ،پسرا از دخترای اجتماعی بیشتر خوششون میاد،به هیچ کدومشون حس خاصی نداشتم اما وقتی این همکارم که الان همسرمه ازم خواستگاری کرد ازش خوشم میومد، همونجا بهش گفتم آره!. بعد چند وقت که قضیه تموم شده بود بهم گفت اگه بهم جواب رد می دادی من دیگه اونجا کار نمی کردم استعفا می دادم!

    سلام.راستش منم نظر بقیه رو تایید می کنم. یعنی واسطه/   اما ستاره جون منم یه سوال تو همین مایه ها دارم .راستش من ادمیم که خیلی در برخورد با پسرا سنگینم البته بعد از 4سال دانشگاه خیلی بهتر شدم اما چون این کار در نظرم یه جورایی گناهه هنوزم خیلی راحت برخورد نمی کنم .طبیعی که پسرا هم خیلی سمتم نمیان. اما در کل از یکی از پسرای دانشگاه خیلی خوشم می اومد  هم همکلاسیم بود و هم واسه یه درسم استاد خصوصیم(البته اون زمان هیچ حسی بهش نداشتم و تازه از وقتی درسم تموم شده ناخوداگاه ذهنم سمتش میره) چندتا برخورد معمولی سر کلاسها باهم داشتیم که خیلی برخورد مودبانه ای داشت و با احترام برخورد می کرد(ادم اهل گپی البته نه با دخترا!)اون از نظر قیافه از من سرتره واسه همین هم به خودم اجازه نمی دادم حتی بهش فکر کنم تا اینکه یه ماه پیش بهم اس دادو خواست یه جزوه ای رو واسش پیدا و میل کنم. برام خیلی جالب بود که من تو دانشگاه فقط یه پسر هست که برام با بقیه فرق می کنه و دقیقا همون بهم اس بده و ازم چیزی بخواد(من تو عمرم با هیچ پسری هیچ رابطه ای نداشتم حتی در حد اس)از زمانی که اون بهم اس داد یه جورایی هوایی شدم با خودم می گم یعنی ممکنه که اونم ....(اخه می تونست اون جزوه رو از بقیه گیر بیاره!) به نظرت دچار رویا پردازی دخترانه شدم؟ به نظرت جو گیر شدم؟ به نظرت به بهانه ی مختلف بهش اس بدم؟ یا بی خیالش شم؟ مثل همیشه صادقانه نظرت رو بگو.

    ستاره جون خوبه ی سری ب سایت فرهنگسرای پرسش بزنی!!من هروقت سوال مهمی داشتم،رفتم اونجا و پرسیدم،اونا هم بعد از چن روز (حداکثر ایمل میزنن!!ب نظرم خوب هم جواب میدن!!ی سر اگه دوس داشتی بزن و شرایطط رو براشون توضیح بده..البته اگه دوس داشتی!!1هفته)جوابشو واسم
    ستاره جون من هر وقت سوال خیلی مهمی دارم میرم توی سایت فرهنگسرای پرسش و اونجا مینویشم!!اونا هم بعد از چند روز(حداکثر1هفته )جواب میدن!!ب نظرم خوبه ی سری بزنی و سوالت رو از اونا بپرسی و براشون توضیح بدی ک چی شدی و..هرچی باشه ی چن تا مشاور اونجا جواب میدن!!ن هر کس از روی سلیقش!!شاید کسای دیگه ای هم بودن ک همچین موردی داشتن و اونا جوابشون رو دادن!!من ک هر سوالی پرسیدم،عالی جواب دادن!!راستش جوابایی هم ک دادن بیشتر از جوابای مشاوره هایی ک بیرون رفتم ب دردم خورده!!
    نمیخواد حتما بره مستقیم بهش بگه بیا با هم ازدواج کنیم که!! بره بگه ما با هم همکاریم خیلی من کار اشتباهی کردم که اینجوری گفتم نه عذاب وجدان گرفتم الان که شما رو بیشتر میبینم متوجه شدم آدم خوبی هستید!!! اونم اگه تا الان هنوز بهشون علاقه داشته باشه خوشحال میشه و ....
    سلام به نظر من که اگه اون آقا واقعا ایشون رو بخواد خودش دوباره پیگیر میشه.اصلاً شاید اون اقا هم پشیمون شده باشه.پس بهتره که این خانم هم غرور خودشون رو حفظ کنن وکار رو بسپارن به خدا.اگه خدا بخواد خودش یه طوری درستش میکنه.
    فکر میکنم بهترین جواب، جواب آقای علی باشه...
    باید بیشتر فکر کنه. چرا پشیمون شده؟ شاید اون روز عاقلانه تصمیم گرفته بوده و الان تحت تاثیر احساساته. به خصوص که همکار هستن و ارتباط مداوم دارن. 
    غیر مستقیم میتونه بهش بگه که پشیمونه یاازطریق یک دوست
    به نظر من باید غیر مستقیم بهشون اعلام کنه که پشیمونه
    گاهی خیلی زود دیر میشه
  • ساحل بارانی
  • به نظر من فرستادن یه واسطه خیلی خوبه که اگه آقا دیگه نمی خواست شخصیت دختر حفظ بشه... چون ممکنه خانم خودش جلو بره و آقاهه بگه من دیگه نمی خوام، در اون صورت دیگه خانمه باید بزنه تو سر خودش!!!!!!

    اولا که تقریبا تمام مشاوران و روانشناسان به اتفاق نظر مخالف خواستگاری زن از مرد هستند (خصوصا در فرهنگ ایرانی) و دلیلشان هم درست به نظر می رسد.
    پس بهتره این کار از طرف خود فرد انجام نشه ...

    اما ثانیا ... که همون راه حل احتمالی باشه ... باز یکی از راه ها اینه که یک فرد مطمئن رو واسطه قرار بدن که طرف رو به نوعی تشویق به خواستگاری مجدد بکنه و حتی از قول خودش این امید را به پسر بدهد که الان این دیگه شرایط فرق کرده و احتمالا قبول می کنه !

    یه نکته هم در مورد خصوصیت اخلاقی بعضی مردها بگم ، این که وقتی پسری از کسی خواستگاری کرد و جواب رد شنید ، (بسته به میزان عزت نفسش) دیگر بعید است مجدد این درخواست را مطرح کند چون احتمال میدهد با جواب رد ثانوی شخصیتش زیر سوال می رود ... مگر این که خیلی شیفته ی اون خانم شده باشد و یا به نوعی متوجه شود که اینبار جواب رد نمی شنود(البته اگه تا اون موقع شخص دیگری جایگزین نشده باشه)!
     
    ولی پیشنهادم یه خانم ها این است که با توجه به این که عاشقی به سبک لیلی و مجنون تقریبا ناپیدا شده در جواب چنین درخواست هایی نه جواب رد بدهند و نه تایید، بلکه موضوع رو به آشنایی بیشتر از طریق صحیح شرعی و عرفی موکول کنند!
  • طهورا عاشق
  • من چون امکانش واسم خیلی کم بود و هست که این کارو بکنم نمیتونم خودم رو جای این افراد بذارم و درکشون کنم ولی در این مورد تا جایی که میتونم سعی میکنم به خواستم برسم اگه مطمئن بودم طرف خوبه و باهاش خوشبخت خواهم شد و یه علاقه ی کاذب نیست ازش میخواستم که یکبار دیگه راجع به این مساله حرف بزنیم اگه هم جور میشد بعدش باید سیاستمدارانه کاری میکردم که یه وقت سرکوفت نزنه ولی اگه کار تو خاستگاری باشه و این اتفاق بیفته جبرانش یه تبعاتی (املاش رو نمیدونم) داره چون خانواده ی طرف بودن مراسم رسمی بوده بعدها ممکنه از سمت خانوادش حرفها و زخم زبون هایی گفته بشه باید دید ارزشش رو داره یا نه
    سلام ،اگه واقعا عاقلانه دوسش داری زودتر بجنب ، برای دوستم همچین موردی پیش اومد ولی دیگه خیلی واسه ابراز احساس دیر شده بود چون پسره ازدواج کرده بود،و دوستم در زندگی مشترک  شکست خورد چون نمیتونست فراموش کنه که یکی دیگه رو دوست داشته.
    یادآوری :1-منتظر هر جور واکنشی باش
    2- مردها جنبه ندارن
    با نوشتنه یه نامه خواستگاری کن
    برای خواهر خودم همچین قضیه پیش اومد ولی نمیدونم تصمیم خودشو به اینکه اونو فراموش کنه گرفت ...
    خیلی کار سختیه ولی شاید وقتی با طرف در ارتباط هستید و بهانه ای برای ملاقات دارید بشه با رفتار نشون داد که نظرتون عوض شده  ولی من خودم به شخصه فکر نمیکنم همچین توانایی و داشته باشم و می دونم دخترانی که برای بدست آوردن اونچه که میخوانن تلاش نمیکنن و منتظر پیشامد ها هستند حتما همیشه در حسرت خواهند بود.
    همکار هست دیگه، کم بهش نزدیک شه
    شیرین زبونی کنه، عشوه بیاد، خوراکی و شکلات و کادو و اس ام اس تبریک، بهش نزدیک شه، طرف خودش میفهمه، یعنی چی خودش بره خواستگاری؟
    اگه این کارا رو کرده و جواب نداده، یعنی اون آقا هم کم پشیمون نیس از خواستگاری و کم خوشحال نیست از جواب ردی که شنیده
    جواب مسئله خیلی واضحه. فقط کافیه برین بهش این جمله رو بگین:
    آقای فلانی در مورد درخواستتون بیشتر فکر کردم و میتونید تشریف بیارین خواستگاری.
    توجه کنید که این جمله رو باید با نهایت اعتماد به نفس به طرفتون بگین.

    ستاره خانم واقعا این رسمش نیست. من که خواننده قدیمیتونم وقتی برای اولین بار وبلاگ زدم دوست دارم شمام یک سر بیاین وبلاگم! حداقل نظر نمیدین یک تبریکی چیزی... خخخخخخ
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">